هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
115
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
به كار گرفتند ، و چون روزگار نگارش كتابها زير نظر امويان و كارگزارانشان همچون زهرى و ابو بكر بن حزم و مانند آنان فرا رسيد اين گونه روايات و حكايات ساختگى را از قول آن صحابى نمايان نگاشتند . بويژه كه اين گونه مطالب به خواستهاى امويان خدمت مىكرد . و پس از ايشان نويسندگان ديگر ، آنها را همچون مطالب قطعى در نظر گرفتند . ( 1 ) اينان براى دشمنان اسلام چه خاورشناسان و چه ديگران آسان ساختند كه پيامبر را بگونهاى ترسيم كنند كه گوئى مردى است شهوتران و از ديدن زن و عشوههايش دهانش به آب مىافتد . كسى كه به گفتهء آنان داشتن سه زن براى او كافى نيست ، بلكه در طى چند ماه زنان ديگرى مىگيرد كه از ميان آنان زن شوهردارى است كه تا وى از در خانهء او رد مىشود و او بىآنكه خود را بپوشاند با وى روبرو مىشود عشق او دلش را مىربايد ، دلبسته مىشود و سبحان مقلب القلوب مىگويد و درحالىكه از وى دور مىشود بارها اين سخن را تكرار مىكند ، تا جائى كه زن باور مىكند وى دلباختهء او شده ! زن نيز اين حالت را مىپسندد ، از شوهر خود دورى مىكند و زندگى زن دوزخى غير قابل تحمل مىشود و شوهر به نزد پيامبر مىرود كه آن زن را طلاق دهد و پيامبر به او مىگويد همسرت را براى خود نگهدار و در همزيستى با او از خدا پروا كن ، در حالى كه ميل خود را به آن زن و دلباختگيش را پنهان مىدارد ! اينان مىكوشند به هر بهائى شده در زندگى پيامبر حتى يك لغزش بسازند تا از آن براى گمراهسازى مردم و بدگوئى و دروغ بستن به آن حضرت راهى بيابند . ( 2 ) اينان در ادامهء داستان خود مىگويند : هنگامى كه زينب با زيد بدرفتارى كرد و زيد نتوانست اين بدرفتارى را تحمل كند ، با ناخشنودى از وى جدا شد و پيامبر او را به همسرى گرفت و چيزى را كه بر ديگر مردم حرام نموده بود براى برآوردن هوس و دلبستگى به اين گونه از لذتها به - گفتهء آنان - بر خويش روا شمرد . ( 3 ) مبشران مسيحيت و خاورشناسان و مبلغان صهيونيزم جهانى زمام خيال